وبلاگ نخل میثم

 

 

ای عجب وارونه شد کار جهان
تعزیت بر زنده گیرند مردگان

آنکه شد واصل به حق کی مرده است؟
"پس عزای خود کنید ای مردگان"

ما غریب افتاده ایم اینجا و او
در شتاب دیدنش افلاکیان

دست حق شد دستگیر آنکه بود
دستگیر جمله ی بیچارگان

ای دل ار وقت خوشی خواهی بیا
در جوار مرقد "تهرانی"مان

آنکه دیدارش ترا بخشد صفا
وانکه بی شک بود عیسای زمان

محفلش بود ملجأ انس و ملک
مهبط انوار پاک قدسیان

در دلش تابیده نور معرفت
بر لبش ذکر خدای مهربان

بود نام او "عبدالله" که خود 
داشت عزت از خدای ذوالمنان

گر چه رفت "جعفری تهرانی" و ما را وا نهاد
بر سر ما لطف رهبر سایبان

جسم پاکش شد نهان در خاک و لیک
یاد او باشد به سینه جاودان.


نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 17:57 توسط سید محمد شهاب| |

سلام خدمت همه رفقا و بزرگواران

اگر میشه از این پس هم به این وبلاگ دوست عزیز دلم آقا نوید هم سری بزنید .

 نشانی وبلاگ    www.pelake69.blogfa.com


نوشته شده در دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 23:36 توسط سید محمد شهاب| |

 

 

برای شادی روح عالم ربانی حضرت آیت الله حاج سید عبدالله جعفری تهرانی

و استاد عالمش آیت الله طباطبایی صلوات

 


نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 0:59 توسط سید محمد شهاب| |


نام من سرباز کوی عترت است / دوره آموزشی ام هیئت است

پــادگــانم چــادری شــد وصله دار / سر درش عکس علی با ذوالفقار

ارتش حیــدر محــل خدمتم / بهر جانبازی پی هر فرصتم

نقش سردوشی من یا فاطمه است / قمقمه ام پر ز آب علقمه است

رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است / زینب آن را دوخته پس مشکی است

اسـم رمز حمله ام یاس علــی / افسر مافوقم عباس علی (ع)


اربعین سرور سالار شهیدان بر همگان تسلیت باد.

نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 22:20 توسط سید محمد شهاب| |


اینها رفتند برای دفاع از ناموس
عده ای در خیابان میروند برای شکار نامو س ......

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 18:26 توسط سید محمد شهاب| |




                  سماوری که به بزم حسین می جوشد
                  بخار رحمتش جرم خلق می پوشد
        

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 10:21 توسط سید محمد شهاب| |



تقدیم به کسانی (استاد گرامی آقای سازگار و معلم عزیزم زهیر سازگار ) که از حنجره پاکشان نام ارباب را یاد گرفتم که از سرا پرده ی دل نام آقا را فریاد کنم ، خداوندا ، کریما ، مهربانا! دوستانی هستند که رسمشان معرفت است کردارشان جلای روح ویادشان شفای قلب پس آنگاه
که دست نیاز به سوی تو می آورند پر کن دستان آنان را از آنچه در التاف خدای توست


(نوکر و خاک پای عزاداران و دوستداران آقا امام حسین (ع) سید محمد شهاب)

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 10:16 توسط سید محمد شهاب| |




دلم خیلی تنگ شهدا امام شده

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 9:55 توسط سید محمد شهاب| |

زندگی نامه حاج محمد مولا

 

 

حاج محمد مولایی(معروف به محمد مولا)شاعر و استاد سبکهای شور در بین پیر غلامان اهل بیت(س)

می باشند. این مداح بزرگوار اهل بیت(س) از عاشقان حضرت امیر المومنین(ع) هستند.و سالها ست در

منزل ساده و کوچک اما پر از معنویتشان درمحله نازی آباد تهران در یک اتاق بسیار ساده

هیئتی13-12 متری دارند که پر از شور و شعور است و با وجود.

کوچکی، این هیئت ، در مراسمات خود شاهد حضور قریب به هزار نفر از عشاق اهل بیت(س) هستند

حاج عبدالرضا هلالی از دیرباز ارادتی خاص به این خانواده داشته و بقول خود حاج محمد در جوانی

حاج رضا ساکی از لوازم شخصی خود می آورده و حتی یکهفته در منزل ایشان مهمان بوده و تلمذ میکرده اند

مداحی برای حاج محمد مولا در یک هیئت دور افتاده با یک هیئت مشهور هیچ تفاوتی ندارد و حتی به

درخواست دوستان ما در یک هیئت تقریبا گمنام هم بارها پاسخ مثبت داده اند و هیچگاه برای مداحی

پولی تعیین نمیکنند و همیشه پاکتی را که میگیرند آن را باز کرده و مقداری از صله را بر میگردانند به نیت

خرج در خود هیئت از ویژگیهای منحصر به فرد ایشان این است که از معدود پیرغلامانی هستند که به لطف ارباب

دوعالم  سبکهای شور را هم در مجالس اهلبیت(س) می خوانند و آنها را باتوجه به ا

ینکه خود مقام شاعری اهلبیت(س) را هم دارند به زیبایی اجرا میکنند.

 

 

 


نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1392ساعت 0:51 توسط سید محمد شهاب| |

 

کُلناعـباسکــــ یا زیـنـبـــ (س)

 

 

باز هم جسارت اعداء به حریم ناموس خدا ..


خمپاره، حرامی، حرم عمه ی سادات..

از شام خبرهای پر از روضه رسیده

برگرد به همراه اباالفضل، حسین جان

رنگ از همه ی اهل حرم باز پریده


چه سری ست که همیشه باید نامحرمان دور نوامیس آل الله(ع) باشند.. ؟


باز هم باید صبر کنیم .. ؟!

 

یامنقم انتقم؛
صاحب الزمان(عج)
باشد نیا و سوریه را هم نبین ولی،
باید جواب عمه ی تان را خودت دهی ..

 


نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1392ساعت 17:52 توسط سید محمد شهاب| |


آخه چرا هروقت من بی خبرم یه خبری میشه و من بعد میفهمم....

ای خداااااااا.....سایه ی عباس بر گنبد زینب خاتون مستدام....

لعنتیای سگ پدر.......

عباس تقاص همین خمپاره ی نخورده را میگیرد....قسم میخورم....

یا عباس


نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1392ساعت 17:31 توسط سید محمد شهاب| |

اگر در بقیع

قبر مادرمان پیدا شود...


چه بین الحرمینی می شود


از حرم پسر تا حرم مادر...


نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1392ساعت 14:33 توسط سید محمد شهاب| |

سید علی اکبر ابوترابی فرد






از صلیب سرخ آمدند گفتند:

در اردوگاه شما را شکنجه‌تان می‌کنند یا نه؟

همه به آقا سید نگاه کردند

آقا سید جواب نمی‌دهد

مأمور صلیب سرخ گفت:

آقا شما را شکنجه می‌کنند یا نه؟ ظاهراً شما ارشد اردوگاه هستید

آقا سید جواب نمی‌دهد

پس شما را شکنجه نمی‌کنند؟

آقا سید جواب نداد

نوشتند اینجا خبری از شکنجه نیست.

فرمانده پادگان آقای ابوترابی را برد در اتاق، گفت:

تو بیشتر از همه کتک خوردی، چرا به اینها چیزی نگفتی؟

آقای ابوترابی برگشت فرمود:

ما دو تا مسلمان هستیم با هم درگیر شدیم، آنها کافر هستند

دو تا مسلمان هیچ وقت شکایت پیش کفار نمی‌برند

فرمانده کلاهش را زد زمین گفت:

من نوکر تو هستم...


نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392ساعت 2:28 توسط سید محمد شهاب| |



حاج محسن طاهری مدیر عامل خانه مداحان

نوکر خالص امام حسین





نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392ساعت 17:41 توسط سید محمد شهاب| |

داستان فرمانده دختر بی حجاب

 

 

یک بزرگواری فرمانده تیم ما بود ؛ جانباز بود و آزاده یه چشم نداشت یعنی دشمن از جا درش

آورده بود.  خلاصه داستان از اونجایی شروع میشه که این فرمانده ما به یک دختر خانوم بی حجاب با

 کمال آرامش و احترام میگه دخترم حجابت رو درست کن.

دختره هم در کمال پر رویی و بی حیایی میگه : درست نمیکنم تا چشت درآد .

حاجی ماهم در جواب میگه : چشم در بیاد حجابتو درست میکنی ؟

اونم میگه آره

حاجی ما چشم مصنوعیش رو در میاره میگزاره کف دست دختر!

دختره هم انگار عزرائیل دیده باشه جیق میزنه و الفرار …

جماعت که معرکه دختر رو میدیدند از خنده مردن…

خلاصه بسیجی برای برقراری حیا در جامعه حاضره چشماش دراره…

 


نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 23:52 توسط سید محمد شهاب| |

حضرت ارباب حسین (علیه السلام)

ما را تمام خلق شناسند با حسین

ما نوکریم و حضرت فرمانروا حسین

ناز طبیب و منت مرهم کجا کشی؟

وقتی که هست تربت پاکش دوا حسین

با هر طپش ز سینه ما می رسد به گوش

ای پادشاه تشنه لب کربلا حسین

منت خدای عزّوجل را که لحظه ای

ما را به حال خویش نکرده رها حسین

در روز حشر سینه زنان ناله می کنیم

شورو نشور می کند آنجا به پا حسین

نوکر کنار سفره ارباب دل خوش است

شکر خدا که گشته خریدار ما حسین

آری وصیّت همه ما همین بُوَد

بر روی قبر ما بنویسید یا حسین

تقدیم به مادر سادات حضرت فاطمه (سلام ا... علیها)

شعر خودم که در هیئت عشاق الحسین خواندم


نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1392ساعت 16:58 توسط سید محمد شهاب| |



به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، آیت‌الله سیدعبدالله جعفری تهرانی از شاگردان عارف و واصل حضرت آیت‌الله بروجردی، حضرت امام خمینی‌(ره) و علامه طباطبایی‌(ره)، ساعت 9 صبح امروز پنج‌شنبه، دوم شهریورماه بر اثر بیماری ریوی و در سن 90 سالگی دار فانی را وداع گفت.



حجت الاسلام نیازی : وی با بیان این‌که آیت‌الله جعفری تهرانی از شاگردان مرحوم آیت‌الله بروجردی، امام خمینی‌(ره)، علامه طباطبایی‌(ره)، آیت‌الله محقق داماد، آیت‌الله گلپایگانی، آیت‌الله اراکی، آیت‌الله صدر و آیت‌الله خوانساری بود، نقش وی را در دوران انقلاب و همراهی با امام خمینی‌(ره) و مقام معظم رهبری پررنگ توصیف کرد.




 


 

وی ادامه داد: آیت‌الله مهدوی کنی گفته بود که پیش آیت‌الله جعفری تهرانی درس ‌خوانده است، همچنین آن مرحوم در شهر فشم از توابع استان تهران مسجدی داشتند که در آنجا اقامه نماز می‌کردند و به تبلیغ معارف دین می‌پرداختند، البته مردم نیز علاقه‌ فراوانی به ایشان داشتند و از محضر ایشان و وجهه علمی و اخلاقی آن مرحوم بهره‌ها می‌بردند.


شادی ارواح طیبه شهدا و امام شهدا و روح ملکوتی حاج سید عبدالله جعفری تهرانی صلوات





نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 23:42 توسط سید محمد شهاب| |

یادش بخیر، زمان مدرسه وقتی ناظم سخت میگرفت میگفتم مگه اینجا پادگانِ ؟!! رفتیم سربازی سخت بود گفتیم مگه اسیر گرفتین ؟؟!!
بمیرم واسه اون اسیری که زدنش گفتم: اسیرم
شکنجه شد گفت : اسیرم ،رفیقشو شهید کردن گفت: اسیرم
اسیر یعنی با مرام، آخر معرفت، اسیر یعنی مردونگی
به یاد اسرای هشت سال دفاع مقدس نه لایک کنید نه به اشتراک بزارید فقط یکم مَرد باشیم ...

تشکر از داداش گلم نوید صمیعی که این مطلب بسیار زیبا را گذاشته بود .


نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 16:13 توسط سید محمد شهاب| |

 

با سلام لطفا نظرات خود را با ما در میان

بگذارید .


نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391ساعت 0:32 توسط سید محمد شهاب| |



فدای صداقت اون بی سوادی که ازش پرسیدن عشق چند حرف داره ؟

 

گفت :چها رحرف


همه بهش خندیدند اما زیر لب گفت حسین مگه

چند حرف داره  !!!!!!





نوشته شده در جمعه دهم آذر 1391ساعت 12:4 توسط سید محمد شهاب| |


زهیر سازگار

تقدیم به کسانی (معلم عزیزم زهیر سازگار) که ازحنجره پاکشان نام ارباب را یاد گرفتم که از سرا پرده ی دل نام آقا را فریاد کنم ، خداوندا ، کریما ، مهربانا! دوستانی هستند که رسمشان معرفت است کردارشانجلای روح ویادشان شفای قلب پس آنگاه که دست نیاز به سوی تو می آورند پر کن دستان آنان را از آنچه در التاف خدای توست



نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 0:0 توسط سید محمد شهاب| |

 نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

 دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند


نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 15:48 توسط سید محمد شهاب| |

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin